تبلیغات
******❤به وبلاگ لیقوان خیلی خیلی خوش آمدید حتما لبخند که بر لبانتان است ܓ✿ ܓ✿ ܓ✿ ****❤❤❤ **** ******::::lighvan web ****
وبلاگicon
log
. ..:::سلام لطفا با لبخند وارد شوید::::... - مطالب دل نوشته

ولنتاین چیست؟؟

ولنتاین چیست؟؟؟؟؟



ولنتاین یعنی پشت در زایشگاه منتظر بمونی تا بچت سالم بدنیا بیاد ببینیش



ولنتاین یعنی ......همسرت زول بزنه بهت ،بگه چقدر بودن در ڪنارت آرومم می ڪنه



لنتاین یعنی ......وقتی از سر ڪار برمیگردی خونه صدای شوخی و خنده ،خانواده پشت در حس بشه



ولنتاین یعنی .....مریضت از بیمارستان مرخص بشه ببریش خونه حسابی بهش برسی


ولنتاین یعنی .....پدرت با دیدن تو زیر لب بگه الهی شڪر


ولنتاین یعنی ......یهویی همه رسانه ها اعلام کنند همه مرزهای کره زمین برداشته شد



ولنتاین یعنی ........همه ما بابا نوئل بشیم




ولنتاین یعنی همه انسانهای روی زمین یڪروز ڪودڪ بشن و قلڪهاشونو بشڪنند و تمام پولها را به طور مساوی بین همه تقسیم ڪنند




ولنتاین یعنی ......برای مادرت قول چراغ جادو بشی تا صدات ڪرد حتی تو خیالش ،،،توحاضر بشی بگی جانم مادر



ولنتاین یعنی.....وقتی سرت را میندازی پایین راه بری چشمت به ڪفش پاره ای نخوره




ولنتاین یعنی .....قاضی و پزشڪهای ما بیڪار بشن




ولنتاین یعنی .....دست هیچ انسانی بالا نرود مگر برای دعا و نوازش




ولنتاین یعنی ....طوری زندگی ڪنیم ڪه هرگز نه دروغ بگوییم و نه دروغ بشنویم



ولنتاین یعنی .......اگه دستت خالیه با فڪرت ڪمڪ ڪن




ولنتاین یعنی .....مواد فروشها به جای مواد گل دست مردم بدن ولنتاین یعنی ........تو همین مجازی آنقدر صادق باشیم ،صادقانه بگیم و خالصانه عمل ڪنیم ڪه تمام دنیا را سبز ڪنیم



ولنتاین یعنی .....سرخ شدن گونه دختر وقتی باباش بهش خیره میشه



ولنتاین یعنی ......تمام خستگیهاتو بزاری پشت در و با سلامی شاد ڪه بوی زندگی بده وارد خونه بشی



ولنتاین یعنی......اگه خون جوونامون زیاد شد نگذاریم زمین بریزه




ولنتاین یعنی...... مردن بر اثر کهولت سن





نوشته شده در تاریخ 1396/11/12    | مدیر: رستم گلی lighvan    | طبقه بندی: دل نوشته، اس ام اس ها،     | نظرات()
ܓ✿ ܓ✿ ܓ✿ ܓ✿ ܓ✿ ܓ✿ ܓ✿ ܓ✿ ܓ✿ ܓ✿ ܓ✿ ܓ✿ ܓ✿ ܓ✿ܓ✿ ܓ✿ ܓ✿ ܓ✿ ܓ✿ ܓ✿ ܓ✿ <❤-------------<<<<به وبلاگ لیقوان خوش آمدید>>>---------------❤> ܓ✿ ܓ✿ ܓ✿ ܓ✿ ܓ✿ ܓ✿ ܓ✿ ܓ✿ ܓ✿ ܓ✿ ܓ✿ ܓ✿ ܓ✿ ܓ✿ܓ✿ ܓ✿ ܓ✿ ܓ✿ ܓ✿ ܓ✿ ܓ✿

خواب عجیب

بازم یه خواب عجیب:


تلفن داشت بی خودی زنگ می خورد


وقتی داداشم برداشت به جز یه صدای اذیت کننده صدایی شبیه بوق آزاد و


خر خرکننده چیزی شنیده نمی شد تلفن گذاشت سر جاش ،ولی بازم زنگ زد پشت سر


 هم بدون این که متوقف شود ،من عصبانی شدم فورا رفتم بیرون ،دیدم از آسمون


یه نور بسیار قوی داره به طرف زمین میاد نگاش کردم امد خورد کمی جلوتر


از من به زمین،زمین را شکافت و به قلب زمین فرو رفت زیر یه سقفی ایستاده


بودم که دو طرفش باز بود یه دفعه دیدم از پشت سرم هم یه نور خورد به زمین


و فرو رفت ،روی سرم سقف بود امدم جلوتر به یه گوشه دیوار چسبیدم به


آسمون نگاه کردم دیدم از همه جای آسمان این قطعه های نوری دارن میان



نکنه یکیش بخوره به من که از خواب پریدم



این خواب و من واقعا دیدم حالا نمیدونم تعبیرش چیه؟

شما فکر می کنید چی باشه؟

نوشته شده در تاریخ 1394/06/16    | مدیر: رستم گلی lighvan    | طبقه بندی: دل نوشته،     | ممون که نظرات تونو با ما در میان گذاشتین.()
ܓ✿ ܓ✿ ܓ✿ ܓ✿ ܓ✿ ܓ✿ ܓ✿ ܓ✿ ܓ✿ ܓ✿ ܓ✿ ܓ✿ ܓ✿ ܓ✿ܓ✿ ܓ✿ ܓ✿ ܓ✿ ܓ✿ ܓ✿ ܓ✿ <❤-------------<<<<به وبلاگ لیقوان خوش آمدید>>>---------------❤> ܓ✿ ܓ✿ ܓ✿ ܓ✿ ܓ✿ ܓ✿ ܓ✿ ܓ✿ ܓ✿ ܓ✿ ܓ✿ ܓ✿ ܓ✿ ܓ✿ܓ✿ ܓ✿ ܓ✿ ܓ✿ ܓ✿ ܓ✿ ܓ✿

مادر





همیشه از این بیم داشتم نکنه یکی با من اونو ببینه"

 باعث سرافکنیم بود"

تو یه گوشه ای از حیاط مدرسه نشسته بودم

ناگهان یکی از هم مدرسه ایم داد زد گفت: مادرت کوره

مادرت یه چشم نداره

 انگار تمام دنیا رو سرم خراب شد کاش زمین دهن باز میکرد میرفتم داخل زمین

دیگه از مدرسه رفتن خجالت میکشیدم همه داشتن مسخرم میکردن

یه روز به مادرم گفتم:مگه نمی خوای منو خوشحال کنی

گفت: چرا عزیزم. تو تمام زندگی منی

گفتم:

 ازت میخوام که بمیری

دیگه جونم به لبم امده بود

هیچ چی بهم نگفت فقط سرش برگردون رفت



سخت درس خوندم رفتم کانادا "ازدواج کردم "صاحبه دو تا فرزند شدم


فهمیده بود که ازدواج کرده ام و کجا زندگی می کنم و می خواست بیاد

 تا نوه هاشو ببینه.

یه روز اتفاقی در خونه زده شد! رفتم درو باز کردم بچه ها هم اومدن
 
یه دفعه بچه ها جیغ و داد زدن رفتن داخل خانه

 بهش گفتم: چی می خوای از جون ما؟ چرا دست از سر ما برنمی داری؟

 بچه ها ازت ترسیدن!

 
گفت :ببخشید انگار آدرسو اشتباهی امدم!

بعد از چند مدت خبر رسید که  اون فوت کرده.

کنجکاو شدم ببینم واقعیت داره یا نه!

رفتم به اون کلبه قدیمی ولی کسی نبود

همسایه  یه نامه به من داد

نامه رو باز کردم داخلشو نگاه کردم

 نوشته شده بود:

وقتی این نامه رو باز می کنی من دیگه تو این دنیا نیستم"

 عزیزم منو ببخش اگه باعث سر افکنید بودم"

ببخش اون روز امدم در خونتون وباعث شدم بچه هات ازم بترسن"

  دلبندم خوشحالم از این که  زندگی آروم و شادی داری"

می خواستم دلیل کوریم رو بهت بگم:

وقتی تو بچه بودی یه چشمت کور بود و من نمی توانستم ببینم  بچه ام با یه چشم


 زندگی  می کنه به  این خاطر  یکی از  چشمانم را به تو دادم تا هرگز  از این


 رنج نبری که یک چشم داری.





                                                                                                           تقدیم به تمام مادران دنیا

نوشته شده در تاریخ 1393/09/13    | مدیر: رستم گلی lighvan    | طبقه بندی: دل نوشته،     | نظرات()
ܓ✿ ܓ✿ ܓ✿ ܓ✿ ܓ✿ ܓ✿ ܓ✿ ܓ✿ ܓ✿ ܓ✿ ܓ✿ ܓ✿ ܓ✿ ܓ✿ܓ✿ ܓ✿ ܓ✿ ܓ✿ ܓ✿ ܓ✿ ܓ✿ <❤-------------<<<<به وبلاگ لیقوان خوش آمدید>>>---------------❤> ܓ✿ ܓ✿ ܓ✿ ܓ✿ ܓ✿ ܓ✿ ܓ✿ ܓ✿ ܓ✿ ܓ✿ ܓ✿ ܓ✿ ܓ✿ ܓ✿ܓ✿ ܓ✿ ܓ✿ ܓ✿ ܓ✿ ܓ✿ ܓ✿

شکرت خدا که منو توی سختی وعذاب آفریدی




شکر گذار خداوندم که مرا در بین سختی ها آفرید

آفرید تا با سختی ها مبارزه کنم تا آداب زندگی را یاد بگریم

راستی که اگه گرسنگی نبود طعم خوش مزه غذا رو نمی فهمیدیم

اگه تشنه نباشی لذت نوشیدن آب رو نمی فهمی

خدایا مرا در بین این همه سختی و دشواری آفریدی تا لذت آرامش و راحتی را بفهمم

شاید فقط کسی قدر تورا بداند که بفهمد تو او را آفریدی

می دانم یک روزی از این دنیا خواهم رفت

تنها اشتباه بزرگ آدما این که فکر می کنند هرگز نمیمیرن حتی من خودم هم!

ولی خدا جون یک روز به دنیا آمدم و کم کم بزرگ شدم

وقتی به  بچه ها نگاه می کنم که دارن با هم بازی می کنند

 یاد بچه گی های خودم می افتم خدا یا این بازی هارو خودمم با هم بازیام می کردم

راستی از دوستای بچه گیم چه خبر همونایی که یه روزی با هم بازی می کردیم اصلا  نمیدونم کجا هستن چی کار می کنند

وای چه زود گذشت مگه همین دیروز نبود که توی خاک داشتیم بازی می کردیم

قایم موشک بازیا!چه حسی داشت وقتی می دویدیم کسی نمیتونست بگیرتت

 وای خدای من چه زود گذشت

یه روزم یاد دانشگاه می افتم یاد هم کلاسی هام می گم چه زود گذشت!

مگه همین دیروز نبود میرفتیم دانشگاه ثبت نام کنیم

آه !آره همه اینا میگذره دارم میبینم روزی رو که دارن کفن پوشم میکنن

خدایا می دونم تو منو آفریدی میدونم تو منو به اینجا رسوندی

خدایا  تورا به اون خداییت از همه بدی هایی که تا به حال کردم بگذر

خداجون تو که می دونی من خیلی دوست دارم

خدای من تو که می دونی من ازت غافل نبودم

خدای من تو که می دونی من همیشه یادت بودم

 می پرستمت خدا لااقل توی لحظه آخر مرگم تو پشت وپناهم باش

توی لحظه ی آخر نزار تنها باشم

با این که میدونم میمیرم بدون این که بفهمم چی شد همانطور که به دنیا آمدم حتی نفهمیدم چی شد!



 

نوشته شده در تاریخ 1392/06/17    | مدیر: رستم گلی lighvan    | طبقه بندی: عکس های جدید و جالب بیشتر، دل نوشته، اس ام اس ها،     | نظرات()
ܓ✿ ܓ✿ ܓ✿ ܓ✿ ܓ✿ ܓ✿ ܓ✿ ܓ✿ ܓ✿ ܓ✿ ܓ✿ ܓ✿ ܓ✿ ܓ✿ܓ✿ ܓ✿ ܓ✿ ܓ✿ ܓ✿ ܓ✿ ܓ✿ <❤-------------<<<<به وبلاگ لیقوان خوش آمدید>>>---------------❤> ܓ✿ ܓ✿ ܓ✿ ܓ✿ ܓ✿ ܓ✿ ܓ✿ ܓ✿ ܓ✿ ܓ✿ ܓ✿ ܓ✿ ܓ✿ ܓ✿ܓ✿ ܓ✿ ܓ✿ ܓ✿ ܓ✿ ܓ✿ ܓ✿

ترفند از كار انداختن كنتور گاز

 

ترفند از کار انداختن کنتور گاز، ترفند از کار انداختن کنتور برق، ترفند از کار انداختن کنتور آب،روش های از کار انداختن کنتور گاز، روش های از کار انداختن کنتور برق، روش های از کار انداختن کنتور آب،راهای از کار انداختن کنتور آب، راهای از کار انداختن کنتور گاز، راهای از کار انداختن کنتور برق،

بالاخره راه های زیادی وجود داره این روش ها به نظر من رسید امتحان این راهها مجانی می باشد:

یکی از راهها این که میتونی یک چقش برادری و تمام کنتور ها رو خراب کنی تا خودتو از شر این همه قبض راحت کنی و عصبانیت خودتم خالی کنی.
و اما راه دوم که خیلی هم مسالمت آمیزه میتونی تلفن برداری زنگ بزنی به اداره آب ،برق و گاز و تلفن وبگی خودشون بیان کنتور ها رو قطع کنن و برگردی به دوره ما قبل تاریخ و مثل آدمها اولیه شاد و خرم زندگی کنی حتی می تونی به شکارم بری.

اما! راه سومی هم است :اصلا اگه توان پرداخت قبض ها رو نداری، بزاری یه بار بهت بدهی بیاد ،دفعه دوم دیگه صددرصد خودشون میان قطع میکنن، این جوری پول زنگ زدنم می مونه تو جیب خودت و همچنین پول بدهی ها ی قبض هم تو جیبت می مونه.

«زندگی بالاخره میگذرد چه شاد باشی چه غمگین ،بخند تا زندگی بهت خوش بگذره.»

نوشته شده در تاریخ 1390/12/17    | مدیر: رستم گلی lighvan    | طبقه بندی: دل نوشته،     | نظرات()
ܓ✿ ܓ✿ ܓ✿ ܓ✿ ܓ✿ ܓ✿ ܓ✿ ܓ✿ ܓ✿ ܓ✿ ܓ✿ ܓ✿ ܓ✿ ܓ✿ܓ✿ ܓ✿ ܓ✿ ܓ✿ ܓ✿ ܓ✿ ܓ✿ <❤-------------<<<<به وبلاگ لیقوان خوش آمدید>>>---------------❤> ܓ✿ ܓ✿ ܓ✿ ܓ✿ ܓ✿ ܓ✿ ܓ✿ ܓ✿ ܓ✿ ܓ✿ ܓ✿ ܓ✿ ܓ✿ ܓ✿ܓ✿ ܓ✿ ܓ✿ ܓ✿ ܓ✿ ܓ✿ ܓ✿
.